پالئولوگوس، كه شخصيت ممتازي بود. وي رسالهاي در باب بازداري نوشت كه كاملترين اثر در عصر خويش، و تا حدي مستقل از اثر متقدم فردريك دوم بود. اين رساله حاوي مشاهداتي در زمينهٴ كرمشناسي است. رسالههاي يوناني ديگري در باب بازداري وجود دارد كه احتمالاً متعلق به همين دوره، است. ممكن است ديمتريوس موٴلف رسالهاي دربارهٴ سگان باشد.
3. يهوديان غربي. يهودا بن موسي از مترجماني كه در خدمت شاه آلفونسو كار ميكرد جواهرنامهاي را دربارهٴ 360 سنگ از عربي به اسپانيايي ترجمه كرد كه به ترتيب بروج دوازدهگانه مرتب شده بود.
شرح ابن رشد بر كتابالحيوان ارسطو را يعقوببن ماهر (مَخير) از عربي به عبري ترجمه كرد، اين كار در 1302، به اتمام رسيد.
نخستين قسمت شعر هه شميم گرشن بن سليمان خلاصهاي از تاريخ طبيعي است.
4. مسلمانان. طبعاً در عجائبالمخلوقات قزويني و وطواط اطلاعات فراواني وجود دارد.
يك جواهرنامهٴ فارسي به نصيرالدين طوسي منسوب است. در 1282، بيلك قباجقي جواهرنامهٴ ديگري براي يكي از پادشاهان مصر تأليف كرد. اين رساله در ميان مطالب ديگر شامل شرحي دربارهٴ قطبنماي شناور و استفاده از آن به وسيلهٴ دريانوردان است. شرقيان هميشه به جواهرات علاقهٴ زيادي داشتند، و چنين جواهرنامههايي دربارهٴ خواص جادويي آنها مورد تقدير فراوان قرار ميگرفت. در زبان عربي (همچنين فارسي، تركي و ساير زبانهاي شرقي) تعداد زيادي از اين آثار جود دارد. لازم نيست بگويم كه ارزش علمي آنها سخت ناچيز است.
طبيعيدان كمتر ممكن است از آنها چيزي جز نام سنگها را به دست آورد.
نوع ديگري از آثار مورد علاقهٴ مسلمانان كتابهايي بود كه در آنها روايتهاي مربوط به اسب گردآوري ميشد. نمونهٴ خوبي از آنها را عبدالموٴمن دمياطي، محدث مصري تأليف كرد.
طبيعيداني كه در جستجوي معلوماتي دربارهٴ اسبهاي عربي باشد از آن بهرهاي نخواهد برد، چون كتاب جنبهٴ حقوقي و ديني دارد، نه جنبهٴ علمي.
دو راهنامهٴ محمد بن رشيد حاوي چند موضوع مربوط به تاريخ طبيعي اسپانيا و افريقاست.
تعدادي نسخههاي اسلامي (عربي و فارسي)، در دست است شامل مينياتورهايي از جانوران و گياهان، هنوز از نظر منظور ما مطالعهاي در اين مينياتورها صورت نگرفته، هرچند بعيد به نظر ميرسد كه اين مطالعات نتيجهٴ مثبتي داشته باشد. توجه اين مينياتورها بيشتر به هنرنمايي است. البته برخي از آنها (كه تعداد زيادي از آنها را ديدهام) بسيار زيباست ــ زيباتر از آنچه قانعكننده باشد.
5. چين. در 1256، چئن چينگ ـ سوئي دايرةالمعارف گياهي بزرگي تأليف كرد، كه بيشتر منتخباتي از آثار پيشينيان است. اين دايرةالمعارف به خاطر اشارههاي ادبي و تاريخي فراوانش با